• تاریخ: شهریور ۱۵, ۱۳۹۶
  • شناسه خبر: 8647

نقش مذهبیان منزوی در شکاف های اجتماعی

به نظر می رسد بخشی از این دغدغه ها و تکثیر چنین فضاهایی معلول پیش فرض ها ونگاه های نادرست است. از اینرو همراه با قطع ارتباط از جامعه بوده و اغلب به انزواگزینی و محدود شدن جمع مذهبی و تعمیق شکاف مذهبی ها از غیر مذهبی ها و ...

به گزارش نسیم زنجان، محسن محمدی در یادداشتی نوشت:اکثریت افرادی دارای اندیشه های مذهبی، برای فرزندانشان دنبال مدرسه ای هستند که جو مناسبی داشته باشد و فرزندشان در یک محیط سالم تربیت شود. برخی از آنان حتی پارک، ورزشگاه، کافه و … نمیروند یا اگر بروند دنبال مکانی هستند که جو آن نامناسب نباشد. برخی آز آنان سینما نمی روند  اگر هم بروند فقط برای فیلم های ارزشی میروند. مذهبی ها از لحاظ شغلی هم حتی به بسیاری از نهادها و ادارات علاقه ندارند و دنبال عضویت در نهادهای ارزشی هستند و عملا نهادها از حضور عناصر مذهبی اثر گذار خالی میشود.

استدلال اصلی شان هم این است که محیط سالم نیست و برای حفظ خود مجبوریم محدود به جامعه بسته خودمان باشیم.

از اینرو برخی از مذهبی ها به سمت ایجاد فضاهای_اختصاصی رفته اند و چند سالی است که این فضاها در حال تکثیر است. البته در گذشته نیز چنین تجربه ای را  سراغ داشته ایم؛ ولی این امر به جهت غیر مذهبی بودن حکومت و محدود به نهادهای رسمی آموزشی مثل مدارس و دانشگاه ها بوده است. اما امروزه فهرست این فضاها به کافه ها، پارک ها و سایر فضاهای اجتماعی و مردمی هم کشیده شده است!

به نظر می رسد بخشی از این دغدغه ها و تکثیر چنین فضاهایی معلول پیش فرض ها ونگاه های نادرست است. از اینرو همراه با قطع ارتباط از جامعه بوده و اغلب به انزواگزینی و محدود شدن جمع مذهبی و تعمیق شکاف مذهبی ها از غیر مذهبی ها و نهایتا به حاشیه رفتن دین از عرصه های اجتماعی و سکولار شدن بخشی از جامعه منتج خواهد شد.

همچنین نتیجه دیگر این تصور و پیش فرض نادرست است که غالب مردم غیر مذهبی اند و باید برای مصون ماندن خود، به سمت حداقل کردن ارتباطات و ایجاد فضاهای اختصاصی برای خود بود

غافل از اینکه در جامعه ما، اکثریت مردم دین باورند و خواهان دین اسلام می باشند. این امر با حضور در بین مردم و با نگاهی به نطرسنجی ها و پیمایش های معتبر مشخص است و مناسک مذهبی ایام محرم و فاطمیه و شبهای قدر، پیاده روی اربعین، راهیان نور و حتی مناسبت های انقلاب مثل راهپیمایی ها و انتخابات و… هم موید همین مطلب است. بدون شک اگر قرائت انقلابی در جامعه عملیاتی شود،عده جریان مذهبی بیشتر هم خواهد شد، که بخشی از این با تحقق دولت اسلامی و عملکرد انقلابی مسولان مربوط است و بخش دیگری هم به رفتارهای موجه نخبگان و مذهبی ها.

نکته اساسی دیگری که باید بدان توجه داشت این است که نمی شود با عدم ارتباط و کناره گیری از جامعه، زیست مذهبی داشت؛ چرا که اساسا اسلام هویت جامع و یکپارچه دارد و همه ساحت‌‌های فردی و خانوادگی و اجتماعی، دنیوی و اخروی را می‌پوشاند. از این رو بسیاری از اعمال و ملکات اخلاقی تنها در عرصه ابتلا و مواجهه با جامعه و تعامل است که فرصت بروز می‌یابند و کما این که اسلام بی‌توجهی به امور اجتماعی را نفی کرده و کسی که به امور مردم و دیگر مسلمانان اهتمام ندارد را مسلمان نمی داند.
لذا هر گونه سالم ماندن و  خودسازی از مسیر ارتباط با دیگران و مواجهه با جامعه است و آن‌که درصدد اصلاح اجتماعی نیست، بخشی از وظایف دینی اش را ترک کرده است.

از این رو نسخه اسلام و تکلیف یک فرد مذهبی با حضور در جامعه و ارتباط با دیگران است. به قول شهید آوینی باید خانه ها را در دامنه کوه آتشفشان بنا کرد، چرا که گریختن مطلوب طبع کسانی است که به عافیت می اندیشند و دنبال راحت طلبی و دینداری آسان و بی زحمت اند!

البته از آنجا که ما در میانه مسیر هستیم و حکومت به تمامی دینی نشده و در بخش هایی فهم درستی از دین و خواست مردم نبوده یا تلقی نادرستی هم بوده است، مدیریت بخشی از فضاها مطلوب مردم که غالبا مذهبی اند نیست. از این رو لازم است جریانهای مذهبی درصدد ایجاد نهادهای فرهنگی غیر دولتی مثل مدرسه و مدل های کار فرهنگی مردمی مثل راهیان نور و جشنواره عمار و… باشند و آن را تکثیر کنند تا فراگیر شود. البته همه این ها که تاکید بر هویت خودی دارد منوط به مردمی بودن و تداوم ارتباط موثر با جامعه است و گرنه همان آسیب هایی که ذکر شد نتیجه اش خواهد بود.