• تاریخ: شهریور ۳, ۱۳۹۶
  • شناسه خبر: 8563

مسجد اندیشه ورز

برخی مساجد پیر شده اند، هیچ جوانی در آن یافت نمی شود، سرتاسر مسجد از پیرمردها و پیرزن هایی پر شده است که یکی دو ساعت به نماز، در صف ها به انتظار، تسبیح می چرخانند. ...

به گزارش نسیم زنجان، سید مهدی سیدی در یادداشتی نوشت:برخی مساجد پیر شده اند، هیچ جوانی در آن یافت نمی شود، سرتاسر مسجد از پیرمردها و پیرزن هایی پر شده است که یکی دو ساعت به نماز، در صف ها به انتظار، تسبیح می چرخانند.

بعضی دیگر نیز قیافه کلیسا پیدا کرده اند، پر از صندلی های دسته دار چوبی و پلاستیکی، برای به ظاهر کهنسالانی که به عذر درد پا و کمردرد، نماز ایستاده را به نشسته تبدیل کرده اند.

برای گلدسته و گنبد برخی مساجد، قریب پانصد ششصد میلیون تومان هزینه شده است، فرش هایش کامل و دیوارهایش کاشی کاری است، وضوخانه مرتب و تمیزی دارد، کتاب های قرآن و مفاتیحش تمیز و دست نخورده است، اما جز امام جماعت، خادم و ده پانزده نفر دیگر از اهالی محل، کس دیگری آنجا پیدایش نمی شود.

برخی مساجد دچار اختلافات داخلی و مدیریتی شده اند، سوء تفاهم های کُشنده ای بین کانون و پایگاه بسیج و هیأت و امام جماعت و هیأت امنا، در جریان است.

برخی دیگر، همه دعاهای بعد از نماز را انجام می دهند. اما مکبر و دعاخوان و قرآن خوانش، پیرمردهای باسابقه ای هستند که چهل پنجاه سال است خوانش دعاها را بین هم تقسیم کرده و با صوت کهنه و آواز خش دار آن را به نمازگزاران تحویل می دهند، بی آنکه حاضر باشند یک دانگ از این سرقفلی افتخار آمیز را به یک جوان خوش صدا اجاره دهند.

بعضی از آن ها، همه چیزش آماده است، اما امام جماعت برای آن یافت نمی شود، پس نماز در آنجا تعطیل است.

برخی مساجد، فقط نیم ساعت مانده به مغرب، درهایش باز و نیم ساعت بعد از عشاء بسته می شود و از نماز صبح در آن خبری نیست.

بعضی دیگر در حاشیه خود دو سه باب مغازه وقف شده دارند اما هنوز خالی و بی سرپرست افتاده و هیچ کمکی به اقتصاد مسجد نمی کنند. برخی مساجد، سر برج برای پرداخت قبض آب و برق شان، به این و آن التماس دعا دارند و راه چاره ثمربخشی پیدا نمی کنند.

اینها فهرستی است اجمالی از وضعیت برخی مساجد روزگار ما، که البته آمار دقیقی از فراگیری آن در دست نگارنده نیست، اما مشاهدات بسیاری، مؤید بخش هایی از آن است.

 

اما در سوی دیگر ماجرا مساجدی داریم که:

زنده هستند و به حیات خود ادامه می دهند. به معنای واقعی پاتوق و کانون و قطب فرهنگی اجتماعی محله هستند. این مساجد هربار و هر ماه و هرسال، از جوانانی که در صفوف متراکم، برای خود هویت مسجدی طلب می کنند، پر می شود.

در این مساجد امام جماعت، به معنای واقعی، «رهبر مسجد» است. اصلی ترین کار و فعالیتش را برای مسجد خالی کرده و ساعت های جدی از حیات خودش را در مسجد و برای آرمان های مسجد سپری می کند. از هیچ مناسبتی، با «بی خیالی» عبور نکرده و در آن حلقه های درسی و مباحثات علمی برقرار است. صندوق های قرض الحسنه با برکتی در آن مستقر است که ماهانه مشکل مالی مؤمنین را حل و فصل می کند.

آنجا جلسات سخنرانی متعدد و به درد بخوری، هم با حضور روحانیت و هم مکلاها، برقرار است و مخاطب مسجد می داند هر شب و ظهر و بعد از ظهر اگر خودش را به آنجا برساند چیزهای خوبی در حوزه اندیشه و نظر گیرش می آید.

به کمک بانیان خیر برای خود محیط های جدیدتر و تخصصی تری فراهم ساخته تا به کارکردهای جدید خود هم مسلط شود، از اتاق جلسات و کنفرانس گرفته تا تالار اجتماعات و خانه امام جماعت و حجره های درس و آشپزخانه و سالن پذیرایی و اتاق سمعی و بصری.

این مساجد را می توان مساجد تراز انقلاب دانست. این مساجد از ویترین بودن عبور کرده اند و می توانند نبض جامعه را در دست بگیرند. این مساجد را می توان پایگاه های انسان سازی دانست.