• تاریخ: شهریور ۵, ۱۳۹۶
  • شناسه خبر: 8522

دست فروش را مجرم ندانیم

خیابان های زنجان را که سیر می کنی می بینی عده ای روی زمین، عده ای پشت وانت و عده ای نیز پشت خودروی شخصی خود دست به فروش میوه و کتانی و اسباب تزیینی و غیره می کنند و به دنبال درآمدی هرچند جزئی هستند. ...

جوانان و کهنسالان، مردان و زنانی که از سر غیرت و شرف در حالی که دولت نمی تواند به تعهدات خود در قبال اشتغال و معیشت مردم خود عمل کند و هر روز بدتر از دیروز می شود و سفره های مردم کوچک و کوچک تر می شود و بیکاری سر به فلک می ساید، اقدام به دست فروشی می کنند تا با اندک سودی، نانی بر سر سفره کوچک حود برده تا لااقل شب سر گرسنه بر زمین نگذارند.

اما دست اندرکاران مبارزه با سد معبر چنان به جان دست فروشان افتاده اند که گویی دقیقاً در حال مبارزه با مواد مخدر و قاچاق کالا هستند. چنان مصمم و قانونمند و بدون بخشش و گذشت برخورد می کنند که گویی عده ای دلال آشوبگر اقتصادی فعال بازار سیاه را به دام انداخته اند و همانگونه که با آقازادگان و رانتخواران و گیرندگان حقوق های نجومی و املاک نجومی برخورد قاطع می شود، با اینان نیز باید همینگونه برخورد شود.

در مملکت اسلامی بزرگان قاچاق و رانت می خورند و می چرند و می برند و عده ای که از قضا می گویند مامورند و معذور، به جان عده ای که نه پارتی دارند و نه آقازاده هستند افتاده اند و ادعای اجرای قانون دارند.

در همین زنجان به چشم خود دیدیم که ماموران چنان بساط میوه فروش پشت ماشین را به اینور آنور پرت می کردند که بنده خدا مانده بود حساب مشتری را حساب کتاب کند و یا از بساطش مراقبت کند که در خلال اجرای قانون خراب نشود. و باز با همین گوشهای خود شنیدیم که دست فروشان با آهی از ته دل فریاد می کردند که چه کنیم؟ برویم دزدی؟ جوانانی که تا دیروز کار داشتند و امروز بیکارند؛ رکود روز بروز صنعت را به ورطه تعطیلی و نابودی کشانده و کارگاه ها تعطیل می شوند و از کار بیکار شدگان نمی توانند کاری را دست و پا کنند؛ بازار با رکود مواجه است و شغل آزاد و بازاری با آن سرمایه ای که می خواهد برای این کارگران زحمت کش دیروز امکان پذیر نیست؛پس چه کنند؟ بروند دزدی کنند؟

اگر کاری نمی توانیم برای این زحمت کشان با غیرت دست و پا کنیم، بهتر نیست بجای برخورد قهری و سلبی فکری به حال ایشان کنیم و دوایی برای درد بیکاری و بی پولی این عزیزیان بیابیم؟ خیابان های زنجان را که سیر می کنی می بینی عده ای روی زمین، عده ای پشت وانت و عده ای نیز پشت خودروی شخصی خود دست به فروش میوه و کتانی و اسباب تزیینی و غیره می کنند و به دنبال درآمدی هرچند جزئی هستند.

اکثر این جوانان از کار بیکار شده هستند و یا اصلا کاری وجود ندارد که بتوانند در کارگاهی یا کارخانه ای و یا بنگاه اقتصادی ای کاری دست و پا کنند و به این حرفه روی آورده اند. شاید راست هم می گویند شهر چهره مناسبی پیدا نمی کند، مسافران با تصویر مناسبی از شهر مواجه نمی شوند، اما کدام مهم تر و واجب تر است؟ چهره شهر؟ سیمای شهری؟ وقتی جوانان زنجانی در بهترین روزهای عمر خود و در شرایطی که می توانند بهترین بازده را داشته باشند از بیکاری می نالند و سر در گم آینده مبهم خود هستند، آب باریکه ای به نام دست فروشی که می تواند گوشه ای از گرفتاری های جوانان و خانواده هایشان را نیز بر طرف کند، باید این چنین مقابله کرد؟

آیا با تمام مشکلات و رانت ها و باند ها نیز اینچنین مصر و محکم برخورد می شود؟ کمترین دلیلی که این عزیزان بیان می کنند اینست که نمی خواهند دستشان در برابر مرد و نامرد به نیاز گشوده شود، اما مسئولان ما همه چیز را از بالا به پایین نگاه کرده و احتمالا تصمیمات اینچنینی را بعد از صرف غذا و با شکم سیر می گیرند. به اعتقاد نگارنده زنجانی ها نیز در این شرایط نابسامان اقتصادی و معیشتی، اولویتشان سر و سامان دادن به کسب و کار دست فروشان زنجانی است.

براستی نمی شود کاری کرد که نه سیخ بسوزد نه کباب؟؟؟!!!

زراندود- فعال رسانه ای