• تاریخ: بهمن ۲۲, ۱۳۹۶
  • شناسه خبر: 9901

تاریخ را درست بخوانیم

عده ای دیگر که قبله و آمالشان شاه پهلوی هاست ضدیت با اسلام را دارند و دشمن انقلاب اسلامی نیز هستند کسانی که قبله شان مکه نیست، بلکه قبر رضا شاه پهلوی است! ...

اپوزیسیون نمایی در نگاه برخی ها که دو دوران قبل و بعد از انقلاب را مقایسه می کنند، ژستی است که خیال می شود فرد همه چیز فهم و عقل کل است. برای نمونه خدمات انقلاب اسلامی را با خدمات پهلوی قیاس می کنند و ژست اپوزیسیون انقلاب می گیرند و چه سلام و صلوات هایی برای شاه که نمی فرستند! افرادی که منکر تاریخ حال خویش هستند و در تاریخ گذشته خود مانده اند، گاها افرادی که حتی به جرات می توان گفت یک خط هم تاریخ معاصر خویش را نخوانده اند! و گاها فضای آلوده بر فکر و گفتارشان غلبه کرده است.

تنها گویا این نقل قول ها و سینه چاک کردن ها برای شاه پهلوی سینه به سینه بر این افراد رسیده است! و بسیاری هم که آن روزگاران را درک نکرده اند سندیت حرفشان باز همان سخنانی است که سینه به سینه برایشان رسیده است، یا از فلان کانال یا صفحه فلان شخص است! که بازگو می کند.

سوال اساسی این است که چرا زمان حال  را عده ای منکر و بر گذشته ای که نبوده و نخوانده اند اصرار دارند؟ هم چنان که در اغتشاشات اخیر نیز عده ای در حمایت از پهلوی شعار می دادند هرچند مردم پاسخ دندان شکن به فتنه گران و منافقان دادند اما همچنان این سوال ذکر شده باقی است.

عده ای که مستضعف فکری هستند و نه تاریخ خوانده اند و نه دنبال تاریخ معاصر خویش بوده اند و تنها با هشتک و ارسال کردن مطالب و عضو شدن در کانال هایی احساس اپوزیسیونی دارند که ریشه آن  اکثر مواقع احساسات است؛ یعنی قوه احساس با یک مطلب و فیلم بر قوه عقل و تدبر غلبه می کند. این ها افرادی هستند که در موج غرق می شوند و عده ای بر احساس و عقل شان سوار می شوند و گاها به مرحله تعصب می رساند که چشم و گوش و تفکر را از وی می گیرند.

عده ای دیگر که قبله و آمالشان شاه پهلوی هاست ضدیت با اسلام را دارند و دشمن انقلاب اسلامی نیز هستند کسانی که قبله شان مکه نیست، بلکه قبر رضا شاه پهلوی است!

رضا شاه پهلوی که او را همین اپوزیسیون ها پدر نوین ایران می نامند! «جدایی کوه های آرارات و بخشیدن به ترکیه»،«قتل و عام ومجروح شدن بیش از ۱۵۰۰ تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد»، «تبعید نقاش نامی ایران استاد کمال الملک به بیابان های نیشابور»، «ممنوعیت عزاداری در ایام محرم و صفر»، «کشتن شاعران، روشنفکران و ادیبانی همچون فرخی یزدی، میرزاده عشقی واعظ قزوینی و بسیاری از نویسندگان دیگر»،  «اشغال ایران در مدت سه روز توسط متفقین و مقاومت نکردن حتی نیم روز در برابر لشکر متفقین»، «غارت سی هزار از الواح گلی توسط باستان شناسان آمریکایی از تخت جمشید»، «لغو تبلیغاتی قرارداد استعماری نفتی دادرسی و سپس امضای سی ساله قردادآن با انگلیس»، «جدایی دهکده توریستی فیروزه در خراسان شمالی»، «توهین به ناموس ایرانی و دستور کشف حجاب»، «امضای قرارداد ننگین سعدآباد و جدایی بخش های زیادی از ایران»، «به شهادت رساندن روحانیونی همچون شهید آیت ا… مدرس در مخالفت با فعالیت های ضد انسانی شاه » و… تنها گوشه ای از خدمات و اقداماتی  است که در این وجیزه به آن اشاره رفت را تاریخ در سینه خود به یادگار دارد.

مرگ بر گفتن ها و درود فرستادن هایی که هیچ مبنایی نداشته باشد، همچون شلیک هوایی است که هیچ هدفی را در بر ندارد که گاها نیز مزاحمت فکری و روانی را به دنبال دارد اما دنبال حقیقت بودن مسئله مهمی است که مرگ بر گفتن ها و سلام فرستادن ها نیز بازتولید و باز تعریف می شود همچنان که استاد شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام در صفحه ۱۱۸می فرمایند:«ما طرفدار اصولیم نه طرفدار شخصیتها»

میثم سلطانی- عضو اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد زنجان