• تاریخ: اسفند ۱۰, ۱۳۹۶
  • شناسه خبر: 10015

امامت یک حقیقت وجودی و موهبتی خدادادی است

نبوت حقیقتی در نبی است و به همین دلیل، شناخت مصداق نبی و امام به شناختِ پیدایش این حقیقت در شخص مصداق بستگی دارد. ...

به گزارش نسیم زنجان، مصطفی سعیدی در یادداشتی نوشت: امامت در مكتب تشیع یكی از اصول دین و از وظایف امام در این مكتب امتداد وظایف پیغمبر اكرم میباشد یعنی فلسفه بعثت پیامبران با فلسفه نصب و تعیین امام از طرف خداوند یكی است. علم وسیع و گسترده و عصمت و مصونیت از گناه و خطا از شرایط اصلی و اساسی امام است و شناسایی چنین فردی جز از راه وحی ممكن نیست. از این جهت شیعه معتقد است كه مقام امامت یك منصب الهی است و امام باید از جانب خداوند منصوب و معین گردد. انتخاب این شخص كه به خلافت و امامت میرسد باید از جانب خداوند منصوب و معین گردد. نخستین و بزرگترین اختلاف میان مسلمانان، اختلاف در مسئلة امامت است كه به گفتة شهرستانی برای هیچ مسئله ای به اندازة مسئلة امامت شمشیر كشیده نشده است. به نظر میرسد اختلافی كه در میان است در مسائلی همچون تعیین شئون و وظایف یا صفات امام و گسترة آن همگی ناشی از عدم تصور درست از تعریف یا چیستی امامت است.كه در غدیر بخن بخن گویان آلزایمر گرفتن و به اختلاف كشیده شد و دلایل مضحكی آوردند. بحث درباره خلافت و امامت یك بحث تاریخی نیست. بلكه بحث در ماهیت حكومت اسلام و شیوه فرمانروایی پس از رحلت پیامبر اكرم صلی الله تا پایان جهان است و با سرنوشت ما ارتباط كامل دارد. همچنین باید دید كه مردم بعد از رحلت پیامبر اكرم صله الله وآله در مسائل فكری و عقیدتی و غیر آنها به چه كسی رجوع كنند. شیعه معتقد است پس از پیامبر اكرم صله الله وآله حضرت علی علیه السلام و یازده نفر از فرزندانش یكی پس از دیگری جانشینان بحق پیامبر می باشند و همین اصل اساسی در اختلاف بین شیعه و سنی میباشد. هدف بحث ما دراین این است كه امامت را از منظر علامه طباطبایی بر پایه عقلی و تاریخی و آیات قران یپیگیری كنیم و چون معتقدیم میتواند اسلام را در تمام ابعادش به جهان معرفی كنیم باید حقانیتش را با دلیل و منطق و نص خدا و معصومین بیاموزیم و آموزش دهیم.

قرآن مجید، اهمیت ویژه ای برای امامت قائل است و آن را بالاترینِ مقامات انسانی شمرده است؛ مقامی كه تنها پیامبران اولوالعزم به آن می رسند. هنگامی كه خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگون آزمود و او به خوبی از عهده آزمایش برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم. ابراهیم عرض كرد: از دودمان من [نیز امامانی قرار بده] خداوند فرمود: پیمان من به ستمكاران نمی رسد یعنی تنها آن گروه از فرزندانت كه از هر گونه ظلم، پاک و معصوم باشند. شایسته این مقامند متأسفانه مسألة امامت پس از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مورد اختلافات زیادی واقع شد؛ این اختلافات بیشتر از انكار نصب الهی امام و تحریف در مفهوم امامت نشأت می گرفت. بنا بر برداشت شیعی از آیة مذكور، امامت همانند نبوّت، مقام و منصبی الهی است و همان طور كه خداوند متعال باید نبی و پیامبر را تعیین كند و هرگز امكان ندارد فردی از طریق گزینش مردم به مقام نبوت برسد، مقام امامت نیز مقامی الهی است كه هرگز فردی با انتخاب مردم یا انتخاب اهل حل و عقد به این مقام نمی رسد. امامت، ایجاد حقیقت وجودی و واقعیتی در شخص امام و موهبتی خدادادی است؛ همچنان كه نبوت حقیقتی در نبی است و به همین دلیل، شناخت مصداق نبی و امام به شناختِ پیدایش این حقیقت در شخص مصداق بستگی دارد. این همان حقیقتی است كه موجب پدید آمدن صفاتی مانند عصمت در شخص می شود؛ اما به دلیل اینكه مردم، ابزار تشخیص آن را ندارند، فرد مصداق باید با شیوه ای چون معجزه یا نصِ نبی یا امام پیشین از «جانب خدا» به مردم معرفی گردد؛ این امر در امامت خاصه معمولاً با نص پیامبر اكرم صله الله وآله و امام پیشین و گاه با ظهور معجزاتی اتفاق افتاده است. درحقیقت، نص یا معجزه تنها شواهدی هستند كه حقیقت ایجادشده در نفس امام را ـ كه حاصل نصب او از جانب خدا به عنوان حجت الهی است ـ به مردم معرفی می كنند.

در اندیشه امامیان، مقام امامت مستلزم ویژگی هایی است كه تنها در فرد منصوبِ خدا می توانند ظهور یابند و همان طور كه پیش تر اشاره شد، شناسایی این ویژگی ها تنها از عهدة خداوند برمی آید كه نسبت به تمام انسان ها آگاه است؛ لذا تصریح بر این صفات در برخی روایات، شاهدی بر پذیرش نصب الهی است و نیز نصب فرد به مقام امامت، با اثبات این صفات محقق خواهد شد. پس اگر این ویژگی ها در كتاب یا روایتی مورد اشاره قرار گرفته باشد، شاهدی بر پذیرش نظریة نصب الهی از سوی نگارندة كتاب است. در كتاب شریف كافی آمده است كه ائمه علیهم السلام معصوم هستند. همچنین در بخش دیگری از این كتاب می خوانیم: «امام مطهر از گناهان و مبرا از هرگونه عیب است».  با توجه به روایات، امام از گناهان مبراست و این ویژگی در افراد عادی وجود ندارد؛ در نتیجه كسی می تواند رهبر جامعه شود كه عاری از گناه باشد و این ویژگی را نیز تنها خدا می تواند تشخیص دهد. امامیه معتقدند جز نص وسیلة دیگری در تعیین امام وجود ندارد؛ چون عصمت كه شرط اساسی در امامت است، امریست پنهانی و درونی و فقط خداوند از آن مطلع است. پس آگاهی از عصمت برای هیچ كس ممكن نیست؛ مگر اینكه عالم الغیب آن را اعلام نماید؛ این اعلام به دو صورت تحقق مییابد: ۱ـ به وسیلة معصومی مانند پیامبر خدا اعلام شود و او امام پس از خویشتن را تعیین كند و ما را از معصوم بودن او آگاه سازد. ۲ـ معجزهای به دست آن شخص آشكار شود كه بر صدق او در ادعای امامت دلالت كند.

یكی دیگر از ویژگی های مورد اختلاف، «افضلیت» است؛ بنا به نظر شیعه، امام باید افضل باشد و مفضول حق امامت ندارد و خداوند كسی را به امامت منصوب میكند كه از سایر مسلمانان، افضل باشد. اعلم بودن امام نیز از صفات معتبر در افضلیت است. این اعلمیت اختصاص به علوم شرعی ندارد و علوم غیرشرعی را هم دربرمیگیرد؛ یعنی امام باید در امور غیرشرعی هم اعلم باشد. از آنجا كه خداوند متعال نظام آفرینش را به گونه ای قرار داده است كه اعمال و رفتار آدمیان ـ و بلكه همة پدیدههای آسمانی و زمینی نسبت به یكدیگر تأثیر متقابل دارند، لذا هدایت خلق را بر عهدة كسی میگذارد كه با «اعطای الهی» به عالم خلقت و قوانین حاكم بر آن احاطه داشته باشد؛ شخصی كه شایستگی لازم برای رهبری مادی و معنوی امت و خلافت الهی را با تضمین الهی، یافته باشد و علم پدیده های آسمانی و زمینی را بر اساس مخزن علم الهی كه علمی بدون خطا و اشتباه است، دارا باشد. پس بنا به نظر شیعه، امام از جانب خدا معین و بدین مقام منصوب می گردد و سپس پیامبر با نصّی صریح، مهر صحت بر امامتش می نهد و در نتیجه این امر بر مردم آشكار می شود. اگر همه مردم از نص آگاهی پیدا نكنند و یا بعضی آن را حمل بر وجوه مختلف نمایند، امام معجزه ای را برای مردم ظاهر و آشكار میكند تا امامت خویش را اثبات كند و حجت را بر مردم تمام كند. به دیگر سخن دلیل نصب الهی امام همان دلیل نصب الهی نبی است و عصمت، علم و… از نشانه های الهی بودن این سِمت است؛ چون امام از سوی خدا منصوب است، پس یا باید مانند نبی معجزه ای برای اثبات ادعای خود داشته باشد و یا نص فردی كه در گفتارش خطا نیست (معصوم) شاهد مدعایش باشد.  در كل اگر كوچكترین اشكالی بشود به فرد تعین شده امام شود این با سازگار بودن بر حكمت و عدالت خدا سازگار نیست و ممكن است آن شخص افراد را به گمراهی بكشد.